يوگا داراي ابعاد فلسفي و در عين حال کاربردي مي‌باشد. به گفته کارشناسان اين ورزش، فلسفه يوگا با روح دروني انسان، گيتي و چگونگي ارتباط و پيوستگي اين دو سروکار دارد. تمرينات يوگا مي‌تواند روح انسان را تقويت کند و آن را به آفريننده جهان هستي نزديکتر کند، تا بدين صورت انسان از لحاظ روحي، درک بيشتري به خود و خداي خود داشته باشد.

يوگا شناختي مستقيم و بي واسطه از ژرفاي هستي خويش و هماهنگي با قوانين طبيعت است. اين معرفت شهودي در پي سلوکي پي گير و عشقي صادقانه حاصل مي‌شود. در پي اين سلوک، فرد تسلطي همه جانبه بر قواي تن، احساسات و افکار خود پيدا مي‌کند. و در نهايت مي‌تواند خود را از حيطه تغييرات احساسي و نگرانيهاي فکري فراتر برده، در عمق قلب خود قرار يابد، جايي که تلاطمات فکري و محيط خارجي قادر نيست تاثيري بر آن داشته باشد. در مورد واژه «يوگاً اختلافاتي ديده مي‌شود، و آن را به معاني :»اتحاد و وصال«، »رؤيت و نظاره«و»کنترل و به زير يوغ آوردن" به کار برده‌اند. نه تنها در مورد ريشه واژه يوگا اختلافاتي ديده مي‌شود، بلکه در تعاريف و توضيحات مشروحي که درباره يوگا در متون گوناگون آمده نيز تفاوتهايي وجود دارد. اين در حالي است که متون کهن و مختلف يوگا، تعاريف متنوع يکديگر را تأييد کرده‌اند. ولي در واقع هيچ تعريف مشترکي پيرامون اين تجربه عميق ارائه نشده‌است. ظاهراً در اکثر موارد، زاوية ديد اساتيدي که يوگا را تعريف کرده‌اند با يکديگر متفاوت بوده‌است.

يوگا تعريفي از يک گروه محدودي از تمرينات يا حالت معيني نيست، بلکه بيشتر اشاره به مجموعه‌اي از فنون، از ساده تا بسيار پيشرفته، و احوال باطني مختلف و در واقع يک سير و سلوک کامل دارد.

روشن بينان و دانايان بسياري، بويژه در هند، در پس سالها تزکيه نفس و مراقبه‌هاي ژرف، حالاتي متفاوت از آگاهي را کشف و تجربه کردند. مجموعه اين حالات و فنون و تعاليمي که براي درک و وصول به اين احوال توسط آن مردان خردمند طراحي و دريافت شد "يوگاً خوانده مي‌شود.

هر کدام از اين خردمندان، جنبه‌هايي خاص از اين معرفت گسترده را مورد توجه قرار داده، براساس آن تعريفي ارائه کرده‌اند. البته اين تعاريف از هم بيگانه نيستند. آنها تماماً در حول خودشناسي و بالا بردن توان فردي و توسعة آگاهي متمرکز مي‌باشند. ولي برخي روش اين علم و بعضي غرض از اجراي اين فنون و گروهي نيز غايت اين تعاليم را توصيف و تشريح کرده‌اند. بنابر اين براي درک بهتر از اين معرفت گسترده و نه چندان روشن، مطلوبتر آن است که اين تعابير مختلف را در کنار هم گذاشته و از همة آنها بهره ببريم.

بعدی قبلی